دو تا شلوار توی خشکشویی
شبی کردند باهم گفت وگویی
یکی از آن دو خیلی شیکتر بودکمی از آن یکی باریکتر بود
دوتا جیب بزرگ از پشت و رو داشتهمیشه لنگه اش خط اتو داشت
شکیل و خوشگل و ابریشمی بوداز آن اجناس شیک دیلمی بود
خلاصه جنس مرغوبی خفن داشتکمربندی ز چرم کرگدن داشت
یکی دیگر چروک و ساده تر بودکمی از آن یکی افتاده تر بود
تمیز و شسته اما بی اتو بودهم از بالا هم از پایین رفو بود
به قدری کهنه بود و خسته از کاربه زحمت میشد او را گفت شلوار
گذشت روزها بی ارزشش کردتلاش و کارو زحمت نخکشش کرد
پس از یک شست وشو با خوب رویینشسته گوشه ای از خشکشویی
به سویش آمد آن شلوار زیبابه عشوه شانه ها را داد بالا
کنار او نشست
برچسب: مرداد,
نویسنده: یونا کمالی
تاريخ: پنجشنبه
2 شهريور
1396 ساعت: 15:26